X
تبلیغات
رایتل

دانستنی های ریاضی و فیزیک هر انسان قرن بیست و یک باید بداند

جامع ترین مستندات ویدئویی علمی فارسی در خصوص مباحث مطرح علوم ریاضی و فیزیک مدرن

2012 پایان عمرزمین یا آغاز تحول آگاهی

2012 پایان عمرزمین یا آغاز تحول آگاهی

مصاحبه با مهندس کوثری پژوهشگر علوم موفقیت

چاپ شده در مجله موفقیت 189

قسمت دوم: شاید آغاز یک تحول در آگاهی بشر باشد.

 

http://s2.picofile.com/file/7172457090/kowsarpardaz_2012_ss.jpgدر موفقیت شماره 188 گفتگویی جذاب داشتیم با مهندس فرامرز کوثری پژوهشگر علوم موفقیت در خصوص بررسی بی طرفانه شایعه پایان دنیا در سال 2012 و در طول مصاحبه دریافتیم که گروهی از  مدعیان مهم بودن تاریخ بیست و یک دسامبر 2012 بر این باورند که در این تاریخ دنیا به پایان نخواهد رسید بلکه برعکس اتفاق خوبی خواهد افتاد و آن اتفاق این است که  تحولی عظیم در شعور و سطح آگاهی نوع بشر رخ خواهد داد که سبب تغییر کامل شیوه زندگی و ساختار فکری انسان های روی زمین و متحول شدن شکل برخورد انسان های روی زمین با یکدیگر خواهد شد. با هم بخش دوم این مصاحبه خواندنی را دنبال می کنیم.


..... بقیه در ادامه مطلب

2012 پایان عمرزمین یا آغاز تحول آگاهی

مصاحبه با مهندس کوثری پژوهشگر علوم موفقیت

چاپ شده در مجله موفقیت 189

قسمت دوم: شاید آغاز یک تحول در آگاهی بشر باشد.

 

در موفقیت شماره 188 گفتگویی جذاب داشتیم با مهندس فرامرز کوثری پژوهشگر علوم موفقیت در خصوص بررسی بی طرفانه شایعه پایان دنیا در سال 2012 و در طول مصاحبه دریافتیم که گروهی از  مدعیان مهم بودن تاریخ بیست و یک دسامبر 2012 بر این باورند که در این تاریخ دنیا به پایان نخواهد رسید بلکه برعکس اتفاق خوبی خواهد افتاد و آن اتفاق این است که  تحولی عظیم در شعور و سطح آگاهی نوع بشر رخ خواهد داد که سبب تغییر کامل شیوه زندگی و ساختار فکری انسان های روی زمین و متحول شدن شکل برخورد انسان های روی زمین با یکدیگر خواهد شد. با هم بخش دوم این مصاحبه خواندنی را دنبال می کنیم.



************

ـ تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که بحث داغ پایان دنیا شایعه ای بیش نیست که عمده آن در فضای اینترنت جان گرفته و در واقع دانشمندان واقعی فیزیک و ستاره شناسی عملا آن را رد می کنند؟ اما آیا سازندگان این شایعه فکر نکرده اند که اگر بیست و یک دسامبر 2012 اتفاقی رخ نداد ، به میلیون ها انسانی که این اخبار رادنبال می کردند را چه جوابی خواهند داد؟

ـ نکته همین جاست که شایعه سازان برای رخ ندادن پایان دنیا هم تدابیری اندیشیده اند. یکی اینکه گروهی مدعی اند ممکن است در محاسبه تقویم شمارش بلند مایاها اشتباه کرده باشند و به جای عدد 13 در مرتبه آخر  شاید می بایست از عدد 20 استفاده کنند که در اینصورت پایان دنیا چند هزارسال به تاخیر می افتد. گروهی دیگر می گویند در بیست و یک دسامبر 2012 حتما اتفاقی خواهد افتاد و در این مورد نباید ذره ای تردید به خود راه داد. ولی نکته مهم اینجاست که این اتفاق مهم  حادثه ناگوار تمام شدن عمر حیات روی کره زمین نیست بلکه برعکس اتفاق خوبی  به نام  فراگشت و یا دگرگونی و تحول بنیادی و فراگیر در سطح آگاهی و شعور نسل بشر در سراسر کره خاکی رخ می دهد که باعث بهبود سطح زندگی انسان ها خواهد شد.

 مدعیان تحول آگاهی معتقدند که درست شبیه موجودات زنده که در طول حیات زمین بسته به شرایط زیست محیطی دگرگونی ها و تحول های مختلفی را تجربه کرده اند و در بسیاری مواقع نسبت به همنوعان چند هزار سال پیش و چند صد سال پیش خود تکامل یافته تر شده اند، سطح آگاهی و شعور انسان ها هم به شکلی مشابه کامل تر شده است. که البته این آگاه تر شدن و افزایش هوش انسان در طول تاریخ با سرعت های مختلفی رخ داده است و همزمان با آن تغییراتی نیز در بخش های مختلف مغز و مخچه انسان نیز رخ داده است. به طوری که جسم انسان بتواند آمادگی و استعداد و ظرفیت لازم برای پذیرش این هوش و در واقع آگاهی تکامل یافته را پیدا کند.

اما مدعیان تحول آگاهی در 2012 می گویند که این دگرگونی در سطح دانایی و آگاهی مردم هرچه به تاریخ 2012 نزدیکتر می شویم شتاب و سرعت بیشتری می گیرد. مثلا  در نظریه "نه زیر دنیا"  اگر در یک لایه تقریبا هر 400 سال یکبار یک تغییر مهم رخ می دهد. وقتی یک لایه بالاتر می آئیم یعنی یک زیر دنیا بالاتر می آئیم  این اتفاق مهم  حدودا هر20 سال یکبار رخ می دهد.و در زیر دنیای بالاتر از آن که از طبق ادعای آنها تاریخ چهارم ژانویه 1999 شروع شده هر اتفاق مهم حدودا هر 360 روز یکبار اتفاق می افتد و سرانجام در آخرین زیردنیا که از 8 مارس 2011 شروع می شود هر رویداد مهم حدودا هر 16 روز یکبار رخ می دهد و سرانجام کل تقویم در 28 اکتبر 2011 به اتمام می رسد و دنیا در این لحظه تحول آگاهی را تجربه می کند. دقت کنید تاریخی که برای تحول آگاهی ارائه می شود با تاریخ 21 دسامبر 2012 که قرار است دنیا به آخر برسد تفاوت دارد.

 ـ این اعداد از کجا آمده اند؟ آیا واقعا مبنای قابل استنادی دارند؟

ـ مبلغان و کشیشان اسپانیولی وقتی واردقاره آمریکا شدند و با تمدن قوم مایا در اعماق جنگل ها مواجه گردیدند. با توجه به دست نوشته ها و نقاشی های آنها نیجه گرفتند که مردمان این سرزمین شیطان پرستند و باید همه آثار و نوشته های مکتوب قدیمی آنها را سوزاند تا بتوان ایشان را به قبول دین مسیحیت وادار ساخت. اینکار را هم انجام دادند و به همین دلیل امروزه فقط چهار کتابچه از صدها کتاب دست نویس قوم مایا در موزه های مهم دنیا به جای مانده است. ولی نکته اینجاست که قوم مایا علاوه بر نوشتن روی کتاب های ساخته شده از پوست درخت انجیر، روی ستون های سنگی و دیواره های ساختمان های خود هم پیام های خود را می نوشتند. انگار می دانستند که کتاب ها از بین رفتنی هستند و سنگ ها عمر و دوام بیشتری دارند. اما نکته اینجاست که نوشته های روی سنگ ها به هیچ وجه اشاره به تحول آگاهی لااقل به این شکل که تبلیغ می شود نداشته اند. عمده کاری که بر اساس ساختار هرمی پلکانی رصدخانه ها و مقبره های مایاها صورت گرفته و درواقع اعداد آن به عنوان یک مبنا و استاندارد توسط مدعیان تحول آگاهی مورد استفاده قرار می گیرد کاری است که توسط دکتر کارل جان کاله من سوئدی است که تخصص اش در فیزیک بیولوژی است و از سال 1979 میلادی مطالعاتش را روی تقویم مایاها انجام داده و در چندین کتاب از جمله کتاب معروفش "تقویم مایاها و تحول آگاهی" منتشر ساخته است. کاری که او انجام داده به زبان ساده این است که بین شکل طبقات هرم های پلکانی و مفهوم زیر دنیاها و سطوح آگاهی بشر  ارتباطی ریاضی برقرار کرده وبه  سلیقه خود بخشی از باور آزتک ها  را هم به آن اضافه نموده از این مسیر حرفهایی زده که بیشتر به نظر میرسد حرف های خود آقای ساگان است که به پای قوم مایا نوشته شده است. برای نمونه آزتک ها به تقویم مایاها اعتقادی ندارند اما دکتر کاله من آن را در نظریه تحول آگاهی 9 لایه ای خودش وارد کرده است. جالب است بدانید که او سعی کرده برای هر کدام از این حرفهایش دلیل علمی هم بیاورد و تمام تاریخ تکامل بشر و حیات زمین را زیرورو کرده است تا با نمودار پله کانی او از تحول آگاهی همخوانی یابد. درضمن بدنیست بدانید که بر اساس پیش بینی او که الان مبنای خیلی از معتقدان به تحول شعور بشر در پایان چرخه جاری تقویم شمارش بلند مایاهاست، تحول آگاهی در بیست و یک دسامبر 2012 رخ نمی دهد بلکه 9 زیر جهان آگاهی پلکانی او همگی در 28 اکتبر 2011 به پایان می رسند و دوره جدید آغاز می شود.این اعدادی که در بالا اشاره شد از همین نمودار تحول آگاهی است که دکتر کاله من آن را منتشر و بعد از او توسط بسیاری از مدافعان تحول آگاهی در 2012 مورداستفاده قرار گرفته است.یک نکته خواندنی هم که بد نیست بدانید و می تواند خیلی چیزها را آشکار کند این است که جناب دکتر کاله من اصالت سوئدی دارد و گفته است که 2012  هنوز هم اهمیت دارد اما نه 21 دسامبرش بلکه ششم ژوئن اش چون در این تاریخ سیاره زهره و زمین و خورشید در یک راستا قرار می گیرند و اتفاقا این روز هم مصادف روز ملی کشور سوئد است و در نتیجه این اتفاق برای سوئدی ها خیلی مهم و تعیین کننده خواهد بود. همین نشان می دهد که دکتر "کاله من" بیشتر از پیشگویی های قوم مایا به تخیلات خود وابسته است و نمی شود زیاد حرف هایش را جدی گرفت. از سوی دیگر خیلی ها تلاش کرده اند بین تاریخ های کلیدی که از این نمودار استخراج می شود و حوادثی که در طول حیات بشر در روی کره زمین رخ می دهد ارتباطی معنا دار پیدا کنند و این تقارن تاریخی را دلیلی بر درستی نمودار هرمی خود بگیرند. اما آنها هم نتوانسته اند و خیلی مواقع تاریخ های پیش بینی شده با واقعیت نمی خواند. انگار برای کاینات ، تقویم مایاها چیز مهمی نبوده که هستی خود را ملزم ببیند خود را با این تقویم هماهنگ سازد. اما به هر حال مدعیان تحول آگاهی از رو نمی روند و مصرانه معتقدند که حتما در پایان تقویم شمارش بلند مایاها ماه های دوروبر آن اتفاقات مهمی در حوزه آگاهی انسان و بشریت رخ خواهد داد.

ـ این دگرگونی و اتفاق مهم چه می تواند باشد؟ آیا ناگهان همه آدم های روی کره زمین ضریب هوشی شان صد برابر می شود و همه نابغه و مخترع می شوند؟

ـ ظاهرا اتفاقی که قرار است رخ دهد چیزی فراتر از اینهاست. اگر فرض بگیریم آگاهی بشر به صورت قابل پیش بینی در طول حیات نسل بشر تکامل یافته و دچار دگرگونی شده است ، پس باید بپذیریم که این دگرگونی و تحول باید سرعت و شتابی هم داشته باشد. به عبارتی هر چه به تاریخ پایان تقویم مایاها نزدیک تر می شویم ضمن اینکه سرعت آگاه ترشدن انسان ها افزایش چشمگیری می یابد، حجم دانش و اطلاعات در دسترس بشر و همینطور قدرت پردازش اطلاعات توسط انسان هم افزایش زیادی پیدا می کند که نتیجه نهایی این افزایش سرعت گسترش آگاهی این است که با توجه به محدودیت مغز انسان از یک سطح به بعد مغز کم می آورد و نمی تواند این حجم روز افزون اطلاعات سریع و شتابدار را هضم کند و در نتیجه باید یک مرکز آگاهی دیگری در بدن فعال گردد که به آن دل آگاهی یا شعور باطنی می گویند. به بیان ساده تر چشم دل انسان ناگهان باز می شود و بینش و بصیرت درونی آدم ها آنقدر اهمیت پیدا می کند که جای دانش و دانایی را می گیرد. بنابراین ضریب هوشی آدم ها زیاد نمی شود بلکه یک شیوه تفکری متفاوت به نام بینش یا چشم درون یا دل آگاهی جای روش قدیمی چشم سر  و عقل و منطق و مغز آگاهی را می گیرد. نکته جالب این است که تفکر مایاها در مورد تحول آگاهی شبیه تفکر سیستمی عصر مدرن امروزی است و در آن ضمن اینکه همه انسان ها بخشی از یک نظام و سیستم بزرگ محسوب می شوند برای کل سیستم یک تصویر کلان و بزرگ هم ترسیم می شود. تصویری که قرار است در پایان  پنجمین چرخه تقویم شمارش بلند مایاها به طور کامل بر همگان آشکار گردد.

ـ این دل آگاهی به چه معناست. بخش پردازش اطلاعات در بدن انسان در مغز او قرار دارد و در دل انسان چیزی جز قلب و رگ و خون نیست؟

ـ بعضی از مدافعان تحول آگاهی  در پایان تقویم شمارش بلند ماها که عاقل تر به نظر می رسند معتقدند که عمده فعالیت های آگاهی بشر ،در عصر حاضر، از طریق به کارگیری نیمکره چپ مغزیا نیمکره منطق صورت می گیرد. نیمکره راست متعلق به کارها و فعالیت های احساسی و هنری و در واقع فعالیت های کلی نگر و کلان نگر است. منظور از باز شدن چشم دل ، به کار افتادن نیمکره سمت راست مغز همزمان با نیمکره سمت چپ است . بنابراین بشر درجریان این تحول آگاهی موفق می شود بخشی از مغز خود را که معمولا استفاده نمی کرده یعنی نیمکره سمت راست را به طور همزمان با نیمکره سمت چپ با ظرفیت کامل مورد استفاده قرار دهد و به زبان ساده انسان ها قادر می شوند که با تمام ظرفیت و استعداد فکری و مغزی خود به تحلیل و درک زندگی و مسائل آن بپردازند.انسان ها نابغه و مخترع نمی شوند ولی به ظرفیتی از آگاهی دست پیدا می کنند که در مقابل آن اختراع و نبوغ ارزش زیادی نخواهد داشت.در این جا خیلی ها تلاش کرده اند بر اساس فرهنگ های کشورهای مختلف این تحول آگاهی را به شکل مورد پسند خود معنا کنند. مثلا چارلز ردفیلد در سری کتاب های پیشگویی آسمانی خود معتقد است که بعد از درک پیام های یک سری کتیبه به جا مانده از اقوام قدیمی آمریکای مرکزی بشر می تواند به قابلیت ورود به دنیاهای نادیدنی موازی و نامریی شدن دست پیدا کند. یا هاله حیات اطراف موجودات زنده را بهتر ببیند. یا متفکران دیگرمعتقدند که بشر به جای خود محوری و فقط به فکر خود بودن ، یاد می گیرد که با کمک خردجمعی به صورت تیمی و گروهی عمل کند و در واقع به نفع جمع فکر کند. بدیهی است که همه این ها چه مدل تحول آگاهی هرم های پله کانی کاله من و چه مدل دینامیک های مارپیچی و چه مدل های دیگر ارائه شده برای تفسیر تکامل آگاهی بشر در طول زمان ،  نشانگر امید بشر برای رسیدن به دنیایی فارغ از جنگ وظلم و سیاهی و ورود به دوره  صلح و آرامش و عدالت و روشنایی است. چیزی که ظاهرا به وضوح از پیشگویی های اقوام مایا و دیگر فرهنگ های باستانی می توان آن را نتیجه گرفت که نهایتا بشر یک عصر پاک و آرام و عاری از هر نوع جدال و بد اخلاقی را در پایان دنیا تجربه خواهد کرد.

 

 

 

جدول یک: نه زیر جهان آگاهی و مدت دوام هر یک براساس ایده دکتر کاله من

نام زیر جهان

طول عمر زیرجهان

اتفاق مهمی که رخ می دهد

کیهانی(Universal)

سال 13 x 20 kin=0.72

(؟)

کهکشانی(Galactic)

سال 13 x 200 tun=12.8

(؟)

سیاره ای(Planetary)

سال 13 x 201 tun=256

عصرصنعتی شدن (1796)

ملی(National)

سال 13 x 202 tun=5125

زبان نوشتاری(3100 قبل از میلاد)

منطقه ای(Regional)

سال 13 x 203 tun=102000

زبان گفتاری(صد هزارسال)

قبیله ای(Tribal)

میلیون سال 13 x 204 tun=2

اولین انسان ها(دو میلیون سال)

خانوادگی(Familial)

میلیون سال 13 x 205 tun=41

اولین میمون ها(40 میلیون سال)

پستانداران(Mammalian)

میلیون سال 13 x 206 tun=820

اولین حیوانات(850 میلیون سال)

سلولی(Cellular)

بیلیون سال 13 x 207 tun=16.4

ماده، بیگ بنگ(14ـ16 بیلیون سال )

 

 

تاریخ ارسال: یکشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:44 ب.ظ | نویسنده: kowsar | چاپ مطلب